دلایل قیام امام حسین از زبان استاد مطهری

قرن هاست قیام امام حسین (ع) برای شیعه منبعی الهام بخش ، نیرو دهنده و راهنماست . قرن هاست شیعه در عزای امامش سیاه می پوشد و به عزا می نشیند . قرن هاست شیعه به برکت عاشورا و حسین (ع) حفظ شده . طبیعی است که اگر فردی ادعای پیروی از کسی رادارد باید آن شخص را درست بشناسد . باید با راه وروش او آشنا باشد. باید بتواند دنیا را از دریچه نگاه او ببیند تا بتواند در غیاب او همان کاری را کند که اگر او بود همان می کرد .

امامان شیعه در طول تاریخ همیشه همین خط را دنبال کرده اند یعنی عمل و قول آنها همیشه برای شیعه حامل پیام بوده است ، به گونه ای که شیعه بتواند همیشه راه خود را بیابد و در پرتو نور وجود این ستارگان تابناک حرکت کند . امامان ما وظیفه خود را به بهترین شکل انجام داده اند و امروز وظیفه ماست که راه آن ها را بشناسیم و عملشان را چراغ راه قرار دهیم . هدف از این مقاله آن است که بتوانیم شناخت دقیق تری از یکی از درخشان ترین برهه های تاریخ تشیع یعنی قیام عاشورا داشته باشیم . برای شناخت یک نهضت لازم است که آن را از جهات مختلف بررسی کنیم . باید علل و موجبات آغاز قیام را بررسی کرد، اهداف آن را شناخت ودر سیر تاریخی وقایع و اتفاقات نهضت کنکاش کرد . تمرکز این نوشتار بیشتر بر روی علل قیام امام (ع) و بررسی اهمیت آن ها در پرتو افکار و اجتهاد استاد شهید مطهری است .

لازم است قبل از ورود به بحث این نکته را متذکر شویم که در اسلام هر اقدامی که می خواهد انجام شود باید صد در صد آگاهانه و از روی تصمیم و انتخاب باشد. اسلام انجام هیچ کاری بدون آگاهی و بدون شناخت را نمی پسندد و اجازه نمی دهد . گاهی اوقات ممکن است فردی یا گروهی از افراد از شدت ظلمی که به آن ها می رود،یا از شدت تنگناهایی که در آن گرفتارند، بدون هدف و بدون این که بدانند واقعا چه می خواهند دست به انقلاب بزنند. بی شک قیام امام حسین(ع) چنین قیامی نبود . این مسئله نه تنها در باره کل قیام امام صادق است، بلکه امام می کوشد عمل و قیام تک تک اصحابش عالمانه ، آگاهانه و آزادانه باشد چرا که چنین عملی است که ارزشمند است و اثر گذار .شاید توجه به این نکته راز این مسئله را روشن کند که چرا امام می خواهد به هر بهانه ای اصحابش را مرخص کند ؟ مدام به آ نها می گوید که اگر می خواهید بروید من بیعت خود را از شما برداشتم . آیا رهبری که می خواهد از ناراحتی و نا رضایتی و یا جهالت مردم استفاده کند ، چنین با یا رانش صحبت می کند ؟در واقع همین نکته است که به شهدای کربلا ارزش می دهد . همراهان و یاران حسین (ع) در کمال آزادی انتخاب کردند ، در نهایت آگاهی و بدون این که کوچکترین احساس اجباری از ناحیه دوست یا دشمن بکنند . بنابراین تمام اقدامات امام (ع) و یارانش از روی آگاهی و با علم کامل بوده است . پسس ذکر این مقدمه به بیان علل قیام امام (ع) می پردازیم .

از دیدگاه استاد شهید مطهری علل قیام امام را می توان در سه مورد ذکر کرد .

1 - عامل تقاضای بیعت از سوی یزید یزید بعد از آن که بر تخت خلافت تکیه زد، از امام تقاضای بیعت کرد. بیعت امام در آن شرایط نه تنها صحه گذاشتن برخلافت آدم ننگینی مانند یزید است ، بلکه امضا کردن سنتی است که معاویه سعی داشت برای اولین بار آن را پایه گذاری کند و آن این که فرزند خلیفه جانشین او شود و در واقع خلافت به سلطنت تبدیل شود. این بدعتی بود که نه سنی قبول دارد نه شیعه. در قبال این تقاضا ماهیت قیام امام عکس العملی به صورت منفی است. یعنی مقاومت در برابر درخواست یزید. سنخ کار امام از روی تقوا است . لذا امام در برابر تقاضای نا به حقی که از او شده و انجامش صد در صد به خسران برای دین می انجامد، ایستادگی می کند.

2- عامل دعوت مردم کوفه مردم کوفه بعد از مرگ معاویه از امام برای ایجاد حکومت دعوت می کنند. انبوه نامه های دعوت کنندگان به مکه می رسد، دعوت کنندگانی که مدعی هستند ما از سر وجان و دل آماده ایم تا تو را همراهی کنیم در اینجا پاسخ امام چه باید باشد ؟ پاسخ امام در برابر دعوت عده ای از مسلمین که آمادگی خود را برای تشکیل حکومت اعلام کرده اند چه می تواند باشد ؟ طبیعی است که حجت بر امام تمام شده است عکس العمل مثبت و ماهیتش تعاون است . در تاریخ است که ابن عباس به امام پیشنهاد می کند که به کوهستان های یمن برود و زندگی کند تا جانش را حفظ کند. چرا امام نپذیرفت ؟ اگر امام به کوهستان پناه می برد از بیعت با یزید خودداری می کرد ولی در برابر دعوت مردم کوفه که او را می خواندند چه پاسخی به خدا می داد ؟ این بود که امام نپذیرفت و به ندای مردم کوفه پاسخ داد هر چند امام از همان اول در خطبه ها و سخنرانی ها به سست بودن رای و اراده مردم کوفه اشاره می کند، ولی این آگاهی از امام سلب مسوولیت نمی نماید . نکته مهم این است که از لحاظ زمانی و تاریخی عامل اول بر دوم مقدم است ، یعنی این گونه نبوده که امام با پشتوانه دعوت مردم کوفه از بیعت با یزید خود داری کند . در واقع دعوت مردم کوفه حداقل یک ماه بعد از آن که امام از بیعت سر باز زد آغاز شد . امام قبل از آن که اصولا دعوتی از سوی مردم کوفه باشد اعلام کردند که حاضر به بیعت نیستند حتی اگر در همه زمین یک نقطه برای زندگی وی وجود نداشته باشد .

3- عامل امر به معروف و نهی از منکر امام از همان آغاز قیام در مدینه و قبل از دعوت مردم کوفه اعلام می کند که من شرعا موظم در برابر حکومت قیام کنم ، چرا که دنیای اسلام را منکرات فرا گرفته است . در واقع در منطق امام حتی اگر یزید از امام تقاضای بیعت نمی کرد ، حتی اگر دعوتی از سوی مردم کوفه نبود ، باید به حکم شرع و در برابر خطر بزرگی که اسلام را تهدید می کند قیام کرد و به حکومت وقت هجوم برد. لذا نقش امام در این جا نقش هجومی است .

توجه به دو نکته زیر اهمیت این عامل در دیدگاه امام را نشان می دهد . الف - امام قبل از ترک مدینه و دعوت مردم کوفه در وصیتنامه خود خطاب به محمد بن حنفیه می گوید که (( قیام من قیام اصلاح طلبی است . من به حکم امر به معروف و نهی از منکر قیام می کنم )) ب - امام بعد از اطلاع از شکست کوفه و سستی اراده کوفیان نه تنها قیام خود را پایان یافته نمی داند، نه تنها با یزید بیعت نمی کند، بلکه داغترین خطبه ها و شور انگیز ترین و پر هیجان ترین سخنان بعد از شکست کوفه از امام شنیده میشود . امام به صراحت می گوید راه من راه مسلم و نتیجه کار من شهادت است .

اگر برای امام تنها بیعت نکردن با یزید مسئله بود بی شک خاندان و یاران خود را از قیام معاف می کرد و می گفت شرعا جایز نیست که شما جان خود را به خطر بیاندازید. آنها با من کار دارند ، من هم بیعت نمی کنم شما چرا می خواهید جان خود را به خطر بیاندازید ؟ ولی امام این کار را نمی کند . چرا که منطق امام منطق شهید است امام به حکم دین قیام کرده ، امام به حکم واجب شرعی امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده ، امام می خواهد موجی بیافریند و با آن موج جامعه اش را بیدار کند، هر چه این موج وسعت داشته باشد بهتر است . آری امام با خون خود و یارانش پیامی را بر روی دلها حک کرد که برای همیشه تاریخ به جای ماند و راز این ماندگاری آگاهانه بودن و صادقانه بودن این پیام است جان کلام این که امام در وهله اول به حکم امر به معروف و نهی از منکر قیام می کند، عامل بعد از حیث اهمیت در نگاه امام تقاضای نا مشروع یزید برای بیعت است و نهایتا دعوت مردم کوفه . لذا اگر دعوتی نبود و تقاضایی برای بیعت ، باز هم قیام امام به وقوع می پیوست .

بی شک قیام امام حسین (ع) برای ما حجتی است روشن ، ولی فراموش نکنیم که در سیره امامان ما همیشه قیام و خروج بر ضد نا اهلان حاکم نبوده ، گاه هم صلح بوده و بیعت ! سر این تفاوت ها در متغیر بودن شرایط زمان و مکان است شرایطی که شناخت آن مقدم بر هراقدامی است عدم شناخت شرایط می تواند منجر به اشتباهات فاحشی شود و بدون هیچ گونه تردیدی بهترین راه برای اطمینان از درستی عمل حرکت در زیر سایه ولایت است .

 

ارتباط با ما

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

+98 25 32114115

شبکه ها دسترسی

چت آنلاین

x

عضویت در خبرنامه